هیچ چیز خوب هرگز اتفاق نمیافتد
Nothing Good Ever Happens
نِیل نقاش و طراح گرافیک است. صبحگاهی مانند هر صبح دیگر، نامزدش آماندا خانه را ترک میکند. نِیل سعی میکند وضعیت را به روشی که میداند کنترل کند اما در واقعهای عجیب به پشت میز نوشیدنی سفید رو به سوی مرگ روی میآورد. او به اتاق دیدار خودکشی و درمان توسط دادگاه میرسد و از خلأیی که آماندا ترک کرده، رنج میبرد. حال او باید تصمیم بگیرد چگونه دوباره احساس بهتری نسبت به خود داشته باشد. آیا آماندا را برمیگرداند؟ آیا دوستان قدیمیاش را دوباره دوست خواهد داشت؟ آیا با پدر جدا افتادهاش روبهرو میشود؟ آیا مقدار زیادی غذای چینی میخورد؟ یا شاید باید آخرین نقاشی لعنتیاش را به پایان برساند. آیا او سرانجام راهی برای فهمیدن پیدا میکند؟ بهتر است به این فکر کنی.