سفر
Viagem
آلِکس در محله خود با اراده خود بزرگ شده است. پدرش تاکسی میبرد اما امروز بیمار است و به کار نمیرود. آلِکس از خانه با خودروی پدر خارج میشود و به مدرسه میرود تا دوستش رافا را پیدا کند. امروز روزی متفاوت است.