خط داستانی
پس از دو رویی با گانستر محلی، جک کروکس، لیونل، شوهر سوءاستفادهگر، میداند که دام به دور او تنگ میشود. نوکرهای دست راست، ادی بل و پرسیوال سالیوان، او را در تیررس خود دارند و فقط مسئله زمان است تا برای همیشه 'چراغهایش را خاموش کنند'. همسر رنجکشیدهاش، پچیز، نیز در فکر نابودی اوست و با کمک دوستش و دکتر عجیب و غریب، هنریک الدکورن، چرخهای نابودی او را به حرکت درمیآورد. لیونل میداند که روزهایش شمارهشده است، اما قصد ندارد منتظر بماند تا ببیند چه کسی اول به او میرسد، و به سرعت نقشه فرارش را میکشد.