خانه شیشهای
Glass Casa
خانه شیشهای داستان مهمانی مجردی جیمی را دنبال میکند که زمانی تاریک میشود که یک مهمان غیرمنتظره در عمارت دورافتادهشان پیدا میشود. فریب و پارانویا گروه را در بر میگیرد و آنها به یکدیگر مشکوک میشوند. با عدم توانایی در تماس برای کمک، رازها آشکار میشوند و تاریخچهای شوم را کشف میکنند. با افزایش تهدیدها، متوجه میشوند که کسی رازهای تاریکشان را میداند. در میان هرج و مرج، آنها به نامزد جیمی، الکس، حمله میکنند و تنها متوجه میشوند که او چه انگیزهای برای ترسهای عجیب خانه دارد.