امیدوارم حالت خوب باشد دو
J'espère que tu vas bien 2
یک سال پس از ملاقات تصادفی شان در خیابان پلاتا، دیو در پارکی به طور اتفاقی با مینو روبرو می شود در حالی که تلاش می کند برای ملاقاتی با جودیت، دوستی روانی، پول جمع کند. مینو که همراه با دوستش سیلوی است از او دعوت میکند به خانه اش بیاید. از آنجا که پایش آسیب دیده است پیادهروی به آپارتمان دشوار میشود و فرصت گفتوگو درباره هر گونه موضوعی از جراحیهای پلاستیک تا عشق و دوستی را فراهم میآید. در آپارتمان، دوستپسر مینو، ریچارد، و دوستش هوگو، هنوز شب را به نوشیدن و مصرف مواد سپری میکنند که ناامیدی مینو را بیشتر میکند.