خط داستانی
مارینا به خانه والدینش در باجسکِی پتریوِتس میرود تا آنها را با نامزدش، نویسنده مشهور، زولی آشنا کند. یک نوشایندهٔ شیفتهٔ نوشیدنی و گیاهخوار افراطی است، در ابتدا در روستایی مشهور به سوسیس و پَلین کِه نیست، کار سختی است. تا اینکه همگان باور میکنند که زولی کتابی دربارهٔ آنها خواهد نوشت و سرانجام در دنیا مشهور میشود، تقریباً همهاش! پدر مارینا، کارول، باید از خوشبختی دخترش شاد باشد، اما رسیدن زولاتان وزنِ رازی را روشن میکند که باید برای همیشه پنهان میماند.