وادرتجی لانگبین
Vadertjie Langbeen
ترودی آدندورف تمام عمرش را در یتیمخانه میگذراند تا روزی که دیپلمش را میگیرد و یک خیر ناشناس او را به دانشگاه میفرستد. او ژاک دو ویلیه، یک تاجر خوشتیپ است و تنها خواستههایش این است: او نباید نامش را بداند و باید بهطور منظم درباره پیشرفتهایش برای او بنویسد. با این حال، او هرگز پاسخی نمیدهد.