روی جسد تو تف میکنم
I Piss on Your Corpse
آشفتگی در نگهبان کبوترک: نسلکُش بروتوس کابینش در جنگل را ترک کرده تا خواهر اسیرش را که فرزند جنگل است آزاد کند. راه بیقاچاق او به سمت بخش روانپزشکی با جسدها هموار است. خبری ناراحتکننده برای مکانیک اتومبیل که در آنجا زندانی شده است. پس از فرار از پاشنه مادر بزرگ ستمگر، توسط میلیاردر فاسد به بردگی گرفته شد - با پیامدهای خونی. اکنون او و معشوقهاش در وادی روشهای شبهآموزشی کارکنان آسایشگاه گرفتارند. آیا رد خونی بروتوس قاتل میتواند راهی به آزادی باشد؟