شاهزاده ای از ریمنی
O princezně z Rimini
روزی روزگاری در پادشاهی ریمنی، شاهزاده ای زیبا به نام نیکولتا زندگی می کرد که با برادر بزرگ ترش riccardo پس از مرگ والدینشان به فرمانروایی می پرداختند. این شاهزاده شاد و زیرک، گرچه برای سن خود عاقل بود، به طور احمقانه ای عاشق آهنگی درباره پادشاهی کامل و همواره تحسین شده شد. riccardo، همچون برادری مهربان، برای پیشنهاد دادن دست او به پادشاه رفت هر چند نمی دانست نظر او چیست. با این حال پادشاه مغرور و مورد آزار مادرش به طور توهین آمیزی او را رد کرد و گفت شایستگی زیبای او را ندارد، اما او نمی دانست که خصوصیاتی دیگر نیکولتا نیز شامل سماجت و اراده است.