سوت
The Whistle
گویی با جادو، نام با دوست مدرسه ابتداییاش آشنا میشود هنگامی که زندگیاش در خطر است. پس از آن، موتون در هر زمان که نام به مددش میرسد ظاهر میشود و همیشه به او در عبور از دشواریها کمک میکند. روزی که نام و موتون میفهمند که نام بیماری قلبی دارد، تصمیم میگیرند لحظات آخر را با هم سپری کنند زیرا هر دو به شدت عاشق یکدیگرند. در روز تعطیلاتشان در ساحل، ناگهان موتون درد شدیدی در سینهاش احساس میکند و ناگرفته از هم سبکی به هوای خشک گریز میکند. نام نمیداند چگونه با این موضوع کنار بیاید اما تصمیم دارد رمز گمشدهٔ ناپدید شدن معشوقش را کشف کند. آن چه پیدا میکند قلب او را هم میشکند و هم نجات میدهد.