خط داستانی
رابرت هموند مدیر شعبه مکزیکی شرکت نفت مناهاتان در تیونانا، مکزیک است که با دخترش، الین، زندگی میکند. او یک مکزیکی بیفایده به نام تونی را از کار در کارخانه نفت اخراج میکند. کمی قبل از اینکه یک سرپرست جدید به نام بویید نورتون از نیویورک برای مدیریت چاههای نفت به تیونانا فرستاده شود، نورتون با دختر هموند، الین، آشنا میشود. آنها به یکدیگر جذب میشوند و در نهایت نامزد میشوند. نورتون به طور ناگهانی به نیویورک فراخوانده میشود و در غیاب او، گروهی از سربازان دزد به رهبری تونی اخراجی به تیونانا حمله میکنند که در این حمله هموند کشته میشود و الین توسط دزدان ربوده میشود.