خط داستانی
توفیق بی همسرش را در حین زایمان دخترش نوران از دست میدهد. سوات و فوات، که تحت سرپرستی توفیق بی قرار میگیرند، با نوران بزرگ میشوند. یک شب، آریف توفیق را که با او دچار اختلاف شده، میکشد. مردان آریف همچنین نوران را ربوده و میبرند. سوات و فوات که پشت سر ماندهاند، نمیتوانند فراموش کنند که نوران ربوده شده است. سالها بعد، فوات صاحب یک کلوب شبانه در استانبول میشود. سوات، از طرف دیگر، یک گنگستر بیرحم است. یک روز، سوات سرنخی درباره نوران پیدا میکند که حالا نامش زهرا است. پس از تلاشهای بسیار، سوات نوران را از چنگ آریف نجات میدهد. نوران به سوات که او را به عنوان یک قهرمان میبیند، عاشق میشود. اما این موضوع برای فوات خوشایند نیست. فصل جدیدی در زندگی هر سه نفر در حال آغاز است.