خط داستانی
راج ساکسنا عاشق همکلاسی خود، راتی ورما، است و هر دو می خواهند ازدواج کنند. راتی پدر را، صاحبان ورما، معرفی می کند که پس از پی بردن به سابقه راج تصمیم می گیرد با او کاری نداشته باشد. خانواده ساکسنا به نام خود یک لکه ننگ میزنند — چیزی که بازپرس سابق پلیس آندان آر. ساکسنا به عنوان پدر راجی متهم شده بود. راج از رفتار ورما تحقیر می شود و قسم می خورد نام پدرش را از طریق پیوستن به نیروهای پلیس روشن کند. آن چه راج نمی داند این است که با این کار برای همان افرادی که پدرش را لکه دار کردند، به دست مهره تبدیل شده است.