خط داستانی
هارولد برتون، کارمند مورد اعتماد شرکت معدن لاس وگاس در مکزیک، در وضعیتی دشوار و گیجکننده قرار دارد، به دلیل نامهای از همسرش که در تلاش او برای ثروت همدردی میکند. سرپرست به شدت بیمار است و بر روی یک تخت در دفتر دراز کشیده است. برتون او را مرده میپندارد و وسوسه میشود تا محتویات گاوصندوق، حقوق کارمندان، را بدزدد و به تمدن بازگردد، اما چشم همیشه بیدار وجدان در او بیدار میشود. در آرزوهایش برای احیای مردانگی خالصتر و شریفتر، بازسازی صورت میگیرد و هارولد برتون در فکر غلبه بر وسوسهها خوشحال است.