خط داستانی
هریداس (جییارام) برای کار دولتی که به وسیلهٔ سیاستمدار محلی ترتیب داده میشود به ترِیوانادام میرود. او توسط یک سرهنگ بازنشسته (تیلاکان)، دوست پدرش، در خانهاش اسکان داده میشود. هریداس توسط سیاستمدار فریب میشود و به انجام کارهای مختلفی برای مخارج میپردازد. او ابتدا تنها با دختر سرهنگ (رانجینی) که به او احساساتی پیدا میکند این وضعیت را با خبر میشود و در نهایت سرهنگ از شغل او باخبر میشود و به او در یافتن شغل دیگری کمک میکند. در عین حال، هریداس میفهمد شغل دولتی اصلیاش اکنون نزد رقیب قدیمیاش مانو است و با او درگیر میشود.