خط داستانی
نوبل مردی است که در اتاقی فرسوده در هتل تنها زندگی می کند. اخیراً کسی یادداشت هایی زیر در می اندازد و به او می گوید کارهایی انجام دهد. او رویاهایی از ماسکی سفید روی زمین می بیند. دو بازرس او را آزار می دهند تا زنی گم شده را پیدا کنند. روزی مهمان مرموزی می آید و به نوبل می گوید حقیقت را می یابد اگر بخواهد. نوبل قبول می کند و مأموریت او آغاز می شود تا رازی را کشف کند که به جایی می برد که هرگز نمیخواست برود.