خط داستانی
احمد ممتاز کارمندی است که نوعی پارچه اختراع میکند که نمیسوزد. وقتی او این پارچه را به رئیسش نشان میدهد، رئیس آن را به رئیس خود نشان میدهد و اعتبار آن را به نام خود میزند. احمد به ملاقات مدیر کل میرود و به دختر او که فکر میکند او میلیونر است، دل میبازد.