خط داستانی
پس از اینکه ابو الذهب و احسان ازدواج کرده و بچهدار میشوند، یک آترای حسود دوستش آمنه را وادار میکند تا خود را به جای احسان جا بزند و ابو الذهب را به پلیس گزارش کند. در حالی که ابو الذهب نقشه میکشد تا از زندان فرار کند، برنامهریزی میکند که انتقام خود را از آترای حسود بگیرد.