خط داستانی
آنا و پابلو دو سال پیش ازدواج کردند و اکنون در محله غروب آفتابی زندگی میکنند پابلو خارج از شهر کار میکند آنا بیشتر اوقات تنها میماند یکی از همسایه هایش پیرزنی است که مدام از او میپرسد شاید بتوانی باردار شوی شاید… او پس از انجام معاینات پزشکی تصمیم خود را میگیرد