خط داستانی
ناامید و دلشکسته از فقر غیرقابل تحمل و چشماندازهای محدود برای بهبود شرایط ناگوار، او با فردی دیگر میرود. ترک کردن کودک کوچک و شوهرش که بیفایده در برابر طوفان بیرحم شرایط ایستادگی میکند، سخت بود. در شب تنهایی، کودک برای مادرش دعا میکند و در میان بیابان زندگی غمانگیز، او صدای او را میشنود و به آن پاسخ میدهد. پیوند تلپاتیک که ذهن کودک را به او متصل میکند، پیام آرزومندانه را منتقل میکند و قلب مادر پیروز میشود. سایه مبهم شب و ویرانی میرود؛ امید پژمرده دوباره جوانه میزند و شکوفا میشود و او به مسیر باریک بازمیگردد به سوی کسانی که زندگیاش به آنها تقدیم شده است.