خط داستانی
للیا سرگیوا، دختر کومسومول، به مسکو میآید تا تولید بلبرینگهای مورد نیاز برای MTS که در آن کار میکند را تسریع کند. قهرمان داستان در زندگی اجتماعی، ورزشی و شخصی اعضای گروه جوانان شرکت میکند و پس از انجام مأموریتش، کارخانه را ترک میکند، که این موضوع باعث ناراحتی شدید سرپرست استاروسلتسف میشود که در ابتدا با للیا دچار اختلاف شده بود. او به عنوان یک فرد گمشده در نظر گرفته میشود.