خط داستانی
به دلیل کاهش اکسیژن در سیاره خود، راستی، یک مریخی، به بررسی زندگی در زمین میپردازد. دلیل دیگر انتخاب زمین، پیامهای جالب مسیحی است که راستی از آنجا میشنود، مانند اینکه همه فرزندان خدا هستند. وقتی به آنجا میرسد، متوجه میشود که از نظر ظاهری بیشتر شبیه خودروهاست و به عنوان یکی از آنها خود را پنهان میکند. او از این که خودروها تحت سلطه موجودات دوپایی عجیب هستند که اغلب نمیدانند چگونه باید با یکدیگر رفتار کنند، ناامید میشود. رفتار دیوانهوار این موجودات دوپا در رابطه با رانندگی خودروها حتی پس از مصرف الکل بیشتر نگرانکننده است. این رفتار دیوانهوار با پیامهای مسیحی که راستی قبل از ورودش شنیده بود، مطابقت ندارد.