خط داستانی
اگنیان در انزوا زندگی میکند و نسبت به هماتاقیهایش کینه دارد. تنها گودژو و مارا با او همدردی میکنند. اگنیان جادهای را که از جنگلش میگذرد مسدود میکند. یک هیئت دهقانی برای مذاکره با او میآید. درگیری آغاز میشود! این درگیری به یک درام ختم میشود و اگنیان فکر میکند که باید فرار کند...