خط داستانی
دکتر شارپ و همسرش، گرتچن، در یک شهر کوچک غربی با خوشحالی زندگی میکنند تا اینکه برادر دکتر، فرد، از شرق میآید تا تعطیلاتش را نزد برادرش بگذراند. او با همسر دکتر آشنا میشود و بلافاصله عاشق او میشود، اما فقط زمانی به دیدن او میرود که میداند برادرش در خانه نیست. دکتر با آگاهی از دیدارهای فرد، به او شلیک میکند. اما وقتی وضعیت جدی برادرش را میبیند، پشیمان میشود و تمام تلاشش را برای بهبود او انجام میدهد.