خط داستانی
السبت مارنر یک رقصنده پیشرو هفده ساله است. فرانک مسترسان، منتقد هنری درام در نیویورک، هم از نظر نفرت و هم از نظر احترام، شناخته شدهترین است. داستان با ورود السبت، که از تشویقها سرخ شده، به اتاق لباسش آغاز میشود، جایی که مادرش و خدمتکار برای انجام خواستههای او به سرعت میشتابند. صبح روز بعد، در رختخواب، السبت نقد تند مسترسان را میخواند: اینکه نام واقعی او قطعاً لیزی اشمیت است؛ اینکه او لوس و زود رنج است و اصلاً خانم نیست و غیره. السبت خشمگین، هیستریک و عصبانی است و مادرش پس از تماس با مسترسان برای بیان نظرش درباره او، پزشک را صدا میزند.