خط داستانی
بون-ری، بزرگترین دختر یک خانواده فقیر، توسط یانگ-پال، که مردی متأهل است، مورد آزار قرار میگیرد و از روی ناچاری به معشوقهی یانگ-چول، یک قمارباز ناتوان، تبدیل میشود. کونگ جو-شی عاشق بون-ری است، هرچند او هنوز احساساتی نسبت به یانگ-پال دارد. پس از از دست دادن پولش، یانگ-چول خشمش را بر سر بون-ری خالی میکند و او را از خانهاش بیرون میاندازد. در تلافی، جو-شی یانگ-چول را میکشد و بون-ری به جنون میرسد.