خط داستانی
حسن جوانی است که به تازگی از دانشکده بازرگانی فارغالتحصیل شده است. او با داییاش امین بی در یک دفتر اوراق بهادار کار میکند. حسن عاشق دخترعمویش سمیرا است و داییاش قول میدهد که آنها را به هم برساند. اما قمر، دختری زشت، عاشق حسن است و تصمیم میگیرد با او ازدواج کند. امین از حسن میخواهد که با قمر ازدواج کند. امین با نیت خرج کردن برای معشوقه رقصندهاش، مردم را فریب میدهد.