خط داستانی
پسر ثروتمندی همیشه با گروه اشتباهی از دوستان در ارتباط است او شرور و درگیر در درگیری های گروهی است روزی با دختری آشنا می شود و به او دل می بندد دختر ازورا به مرور شخصیت پسر را تغییر می دهد و او به پسری با منش خوب و مودب تبدیل می شود او به ازورا پیشنهاد ازدواج می دهد اما والدین او به ازدواج اعتراض می کنند زیرا ازورا از خانواده ای فقیر است با وجود اعتراض والدین او با ازورا ازدواج می کند و ثروت خانواده اش را کنار می گذارد او به عنوان کارگر برای تأمین زندگی ازورا کار می کند همه چیز عالی است تا اینکه روزی مشخص می شود که ازورا باردار است و شوهرش گمان می کند که بچه متعلق به او نیست فاصله و سوءتفاهمی میان آن دو پدید می آید