خط داستانی
سَرجُمعی روایی با انسانها و موجودات استعاری است. خانهای از درون میسوزد در حالی که ساکنان بر مسائل عاطفی زندگی خود تمرکز دارند. ساکنان با حکمهای زندگی بدون عفو در ساختاری از ناامنی خدمت میکنند در حالی که فاجعهای قریبالوقوع نادیده گرفته میشود. زوجی با ذهنی اجرایی در آرامش نشستهاند و شعلهها در لباسها، کتابها و مبلمانشان شدت میگیرد. با بیتفاوتی به آتشها ضربه میزنند. سوختن ساختار ضد روایت دارد ولی دراماتیزم شدیدی در این اثر یافت میشود. در نهایت عملی تعیینکننده انجام میشود که امکان رویدادی معجزهآسا را فراهم میکند