خط داستانی
در آرامشی در معبد کوه، چیما از راهی برای تراشیدن زهد پیروی می کند تحت دستور رئیس بلندپایه پوپ-یون روزی به معبد دیگری به نام سوونداگ فرستاده می شود سوونداگ به خاطر راهب کنفد بی نهایت زیبا به نام میو-هون شهرت دارد در راه بازگشت از میان مه به زیبایی میو-هون در دوردست می بیند از آن لحظه وجود او بر وجودش غلبه می کند روزها بعد اشتیاق او تحقق می یابد وقتی به دیدارش در مه سوونداگ می رسد هر دو به یکدیگر کشش پیدا می کنند اما آینده ای تیره پیش بینی می شود هنگام بازگشت به معبد در مه گم می شود و دیگران را نگران می کند سه روز بعد چیما از خواب برمی خیزد و می بیند که با کمک راهب معروف به موبول دوباره به خانه در معبد بازگشته است