خط داستانی
نقطه آغاز شهر کوچک و واقعی داکسنبروان است که در جاده اهنی به سالزبورگ واقع شده است. شهردار ماتیس و دوستش و مدیر منطقه د ر سیزگیس از موقعیت جغرافیایی ظاهرا نامطلوب برای خالی کردن خزانه استفاده میکنند و در حال بازسازی منطقه با یک میله جادهای هستند تا هم مجوز ساخت بگیرند و هم زمین را به دست آورند که با مقاومت زنی پیر و سمپتیک کشاورز به نام مگدالن با سلاح حفظ میشود. رویدادها با شدتی بالا میآیند وقتی به صورت همزمان و مستقل از هم کارور هنری یوهانس و پناهنده آساپ نفی عنوان میشوند و نظم محلی را با رویکرد بیباور خود برهم میزنند.