خط داستانی
اسین با داییاش زندگی میکند. او یک پسرعمو به نام بحر دارد که فقط به پول اهمیت میدهد. اسین در یک کلوب شبانه با پیانیست یالچین آشنا میشود و بین آنها جذابیتی شکل میگیرد. یالچین به او درسهای موسیقی میدهد و عشق عمیقی در حال شکوفایی است. اما دایی اسین با رابطه آنها مخالف است و هر دو عاشق نامزد میشوند. بحر حسادت میکند و دارویی در نوشیدنی او میریزد و اسین را مورد آزار قرار میدهد. اسین باردار میشود و با یالچین قطع رابطه میکند. داییاش معتقد است که یالچین مشکلساز است و او را به ازدواج با اسین وادار میکند. آنها ازدواج میکنند، اما یالچین از بارداری او بیخبر است. بحر به طور مخفیانه داروهایی در جیب یالچین میگذارد و او دستگیر میشود. اسین به خاطر شوک دچار سقط جنین میشود. او تمام حقیقت را به یالچین میگوید. یالچین با وثیقه آزاد میشود و به خانه میرسد در حالی که بحر در حال آزار اسین است. اسین به بحر شلیک میکند و یالچین مسئولیت را بر عهده میگیرد. وقتی قاضی حکم اعدام او را صادر میکند، اسین حقیقت را فاش میکند. او تبرئه میشود و روزهای خوشی در انتظارشان است.