خط داستانی
این فیلم به بررسی مشکل کودکانی میپردازد که غذا نمیخورند و اینکه چه اقداماتی میتوان در این زمینه انجام داد. تامی باید گرسنه باشد، اما او فقط به غذاهایش نگاهی میاندازد. با بازگشت به دوران نوزادی، فیلم به تفصیل نشان میدهد که عادات غذایی چگونه شکل میگیرند، چگونه باید به سلیقهها و نارضایتیهای فردی توجه شود و بدترین عادت، جنگ دائمی بر سر غذا است. پس از این تحلیل، تامی هنوز در کنار بشقاب پر از غذا نشسته است. در ناامیدی، مادرش او را به پزشک میبرد، که توضیح میدهد که او واقعاً مشکل است. او متوجه میشود که از ابتدا تنش و بیصبری نسبت به تامی داشته است. حالا لازم است که با دقت و مراقبت، جو جدیدی از همکاری و دوستی ایجاد کند و درک نیازهای شخصی تامی در زمان غذا خوردن را یاد بگیرد.