خط داستانی
این فیلم ماجراهای کاچنکا (زدنا کاوکوا) و وینچک (ولاستا بوریان)، دو روستایی معصوم را که در یک شهر کوچک چک زندگی میکنند، به تصویر میکشد و مشاغل مختلفی که کاچنکا پس از نقل مکان به پراگ، آن پایتخت زیبا، انجام میدهد. قهرمان ما باید شرایط کاری دشواری را تحمل کند و بدتر از آن، عاشق یک اشرافزاده جعلی میشود. خوشبختانه همراه او، وینچک که او نیز در پراگ است، عاشق اوست اما عشقش بیپاسخ مانده است. اگرچه او باعث بسیاری از مشکلات کاچنکا است، اما در نهایت به او کمک میکند تا مشکلات عشقیاش را حل کند. و البته پایان خوشی وجود دارد که این زوج چکی را به هم میرساند.