خط داستانی
پس از مجبور شدن به ترک منزل به دلیل کمبود پول، پسری جوان به نام تانا دا تصمیم می گیرد زندگی را در خیابان ببرد. او نقطه ای محفوظ و خالی بین ساختمان ها پیدا می کند و به نظر می رسد اوضاع برایش کمی راحت است اما به زودی متوجه می شود راهروهای کوچک بین ساختمان ها تا مایل ها امتداد می یابد و قبیله ای از افراد خشن در آنها ساکن است به رهبری مردی پیر و عجیبی. آیا تانا می تواند با آنها در آرامش زندگی کند یا باید برای زنده ماندن بجنگد؟