خط داستانی
ما بین صحنههای یک خانواده در خانه و افکار درباره ستارهها و آفرینش جابجا میشویم. کودکان مرغها را در دست دارند در حالی که یک بزرگتر بالهای آنها را کوتاه میکند؛ ما یک جنگل را میبینیم؛ راوی درباره ستارهها و نور و ابدیت صحبت میکند. یک سگ به مرغها و خانواده ملحق میشود، در حالی که راوی آسمانها را توضیح میدهد. ما یک زنبور را از نزدیک میبینیم. راوی استعارههایی برای اجسام آسمانی پیشنهاد میکند. صحنهها به یک صفحه سیاه یا بنفش کمرنگ محو میشوند؛ نماهای نزدیک از زندگی خانوادگی ممکن است تار باشند. کلمات درباره آسمان، مانند "ستارهها گلهای از مرغهای هومینگ هستند" با تصاویر و صداهای واقعی کودکان تضاد دارند.