خط داستانی
زندگی لوکس و بیدغدغه لری به عنوان یک زندانی زمانی به پایان میرسد که مدت محکومیتش به پایان میرسد. او پس از آزاد شدن، تلاش میکند تا با روشهای مختلف، از جمله یک سرقت، دوباره به زندان راحت برگردد. با تعویض لباس با یک زندانی فراری که شبیه اوست، به زندان برمیگردد، اما متوجه میشود که قرار است اعدام شود. حالا که به شدت ناامید است، به دیگر زندانیان ملحق میشود تا از زندان فرار کند.