خط داستانی
نمای دشتی از هتل روشنایی، خانهای ناموفق در باوِری نیویورک. با کولای کسانی که در آن کار میکنند و روایتگرانی چون ویک، منشی پذیرش که نقاشی میکشد؛ جونزـی، نگهبان که درباره شپش تخت صحبت میکند؛ برویس، الکلی پرحرف که برای ساکنان غذا و نوشیدنی میبرد و فلسفهاش را با ما در میان میگذارد؛ وینی، که به متادون وابسته است و از پرندگان در قفس مراقبت میکند؛ کَشمِر، فاحشه، تنها زن هتل؛ اَرل، که در پایینترین طبقه کارخانه هتل کار میکند و مایک، مدیر کل که درباره چهره متغیر باوری صحبت میکند. فیلم با گفتگوهای گردشگران بیرون از هتل به پایان میرسد.