خط داستانی
ایمان ووویسک عشق یک طرفهاش به لیدوشکا را با نوشیدن مشروبات الکلی فراموش میکند، کسی که با پسرعمویش، دانیل، مالک کارخانه، ازدواج کرده است. از آنجا که ایمان در حالت مستی پرخاشگر است، او را به یک مرکز بهداشت روانی میبرند، جایی که با عمویش هانیبال ملاقات میکند. هانیبال پس از جدایی از همسرش ماتیلدا دچار بحران میشود. ماتیلدا میخواست آزاد باشد تا با عشق اولش، عموی جاناتان، که قرار است از آمریکا بیاید، ازدواج کند. جاناتان تلگرافی میفرستد که در پاریس میماند. این وضعیت برای دانیل مناسب نیست. او فرض کرده بود که لیدوشکا از آمریکا به دیدن او میآید و او نیز در این میان به معشوقهاش خواهد رفت. بنابراین او به سراغ ووویسک میرود و او را متقاعد میکند که نقش جاناتان را بازی کند.