خط داستانی
در حین اجرای شاویش "ابو دقن"، او در سازماندهی رمز عبور ماشین کرایهای، سگی را به یکی از خانمها میزند. راننده، گروهبان، جای خود را ترک کرده و با دوچرخه به دنبال صاحبش میرود تا ماشین کرایهای را بگیرد. او نمیتواند او را دستگیر کند و با دختر روستایی ملاقات میکند که به او کمک میکند تا راننده فرار کند. اما او میتواند او را پیدا کند و در ترافیک گیجکننده به نقطهای در حمامات منتقل میشود. دختران در دوش جدا از سرویس شرکت میکنند و شغل مترجم را انتخاب میکنند که ناموفق است. در نهایت، او در تلاش برای خودکشی پس از ناامیدی از زندگی شکست میخورد و بعد از اینکه راننده ثروتمند میشود، با او ملاقات میکند و او را به عنوان مربی برای کودکان معرفی میکند.