خط داستانی
یک ضربه صوتی اسطورهای. یک نبرد کیهانی بین خدایان و شیاطین به بنبست میرسد زمانی که عارف شکرچریا (آداجانیا) بهطور ناگهانی هر شیطانی که افتاده را به زندگی برمیگرداند. خداوند ایندرا (بابوراو)، به توصیه براهاسپاتی (ویاس)، کاچا (بهاوانداس) را به عارف میفرستد تا راز جادویی او را بیاموزد. دختر شکرچریا، دیوانی (گوهر) به کاچا علاقهمند میشود و او بهعنوان شاگرد عارف پذیرفته میشود. شیطان وریشا پاروا (تاته) سعی میکند کاچا را بکشد اما جوان توسط دیوانی نجات مییابد تا اینکه شیاطین موفق میشوند بدن کاچا را در الکل حل کنند و شکرچریا را وادار به نوشیدن آن کنند. سپس شکرچریا به کاچا راز دعا را آموزش میدهد تا وقتی او میمیرد و کاچا از شکم او بیرون میآید، بتواند او را دوباره به زندگی برگرداند. وظایف کاچا اکنون با یک مثلث عشقی در تضاد است، زیرا دیوانی با یایاتی که با شارمیستا (کاملا) زندگی میکند، ازدواج میکند.