خط داستانی
این داستان درباره بدشانسی مصطفی، یک کشاورز است که در حین سفر به بازار مورد حمله قرار میگیرد در حالی که میخواهد یک گاو و یک مرغ را بفروشد. او قسم میخورد که اگر بتواند از این وضعیت نجات یابد، پول حاصل از فروش این حیوانات را به فقرا بدهد، اما به وعدهاش عمل نمیکند. خشم خداوند بر او نازل خواهد شد.