خط داستانی
«هدف، هدف، هدف!» برای پدر فینکباور خیلی زیاد است. شادی پیروزی تیم آلمانیها در جام جهانی ۱۹۵۴ او را به تختخواب بیمارش میکشاند. او فوراً پسرانش را به حضور میخواند. «میراث باید مشخص شود.» راهحل ساده است: هرکه زودتر همسر و فرزندی بیاورد، قالبسازیهای صندوق را به ارث میبرد. در میان سه پسر تنها دو تایشان مطرح میشوند. فریتز که بزرگتر است «سرش چیزی دارد». اما در حالی که ایرون و کورت هنوز با هم میجنگند تا بیگناهیشان را از دست بدهند و زن را برای زندگی به دست آورند، فرزند مشکلدار فریتز به تقدیس عشق جسمی تن میدهد. حتی حسابدار پترا هم به رویاپرداز علاقمند است...