خط داستانی
در صنعت تئاتر کلکته در اوایل قرن بیستم تنظیم شده است. کاملا (کانان دوی) ستاره تئاتر روبی است که تحت سرپرستی او، ماهشبابو، قرار دارد. نرندرا (سانیال) ستاره محبوب دیگری در تئاتر رقیب، تئاتر بینا، است که وقتی عاشق کاملا میشود، آن را ترک میکند تا به گروه روبی بپیوندد. در یک صحنه شاعرانه در روستا، آنها در یک محیط فقیرانه ازدواج میکنند. سپس نرندرا رنگ واقعی خود را نشان میدهد و به کاملا اجازه نمیدهد که به حرفه بازیگری خود ادامه دهد. با این حال، او به صحنه برمیگردد در حالی که نرندرا در میان دهقانان میماند. او بعداً به تئاتر بینا برمیگردد و موفقیت آن با ورشکستگی تئاتر روبی در هم تنیده میشود.