خط داستانی
داود واندنبرینک به نظر یک فرد سالم بیست و یک ساله است که باهوش و بیانی روشن است. هیچ چیز زیادی نشان نمیدهد که در رحم مادرش دچار آسیب مغزی دائمی شده باشد. وضعیت او به نام سندرم الکل جنین یا ف.ا.س. برای eighteen سال اول زندگی اش تشخیص نشده بود و منجر به سردرگمی، خشم و درد برای داود و خانوادهٔ پذیرندهٔ غیر بومی او شد. سندرم الکل جنین عبارتی است برای توصیف مجموعه ای از علائم که در برخی از کودکانی که مادرانشان در دوران بارداری الکل نوشیدهاند دیده میشود. آسیب میتواند ظریف یا شدید باشد و منجر به دامنهای وسیع از علائم در زمینههای رشد کند، نقایص چهرهشناسانه و آسیب مغزی شود. مشکلات رفتاری مربوطه شامل تکانهگریزی، قضاوت ضعیف و درک نکردن پیامدهای اعمال است. این داستان شخصی با استفاده از تصاویر ویدیویی که خود داود تهیه کرده و همچنین تجربههای اعضای خانوادهٔ او، نگاه جدی به پیامدهای جدی یک مشکل بهداشتی عادی اما گسترده ارائه میدهد.