خط داستانی
مردی سعی میکند دو پسر و دو دخترش را در شرایطی بسیار دشوار بزرگ کند. پدر یک کالسکه با اسب را اداره میکند، اما در شهری که پس از ویرانی جنگ کره در حال مدرن شدن است، خودروها کالسکهها را منسوخ میکنند. کودکان نیز با مشکلاتی مواجه هستند. پسر بزرگتر دو بار در امتحان وکالت مردود شده و امیدی به قبولی در بار سوم برای تبدیل شدن به وکیل ندارد. دختر بزرگتر ناشنوا است و با شوهر آزارگرش ازدواج کرده است. دختر کوچکتر سعی میکند به عنوان یک دانشجوی ثروتمند دانشگاهی خود را جا بزند تا در زندگی پیشرفت کند. پسر کوچکتر به دزدیهای کوچک علاقه دارد.