خط داستانی
زمانی که یک دستفروش به مارگی ریگر پیشنهاد میدهد که یک پالتو به قیمت ۱۰۰ دلار بخرد، شوهرش بن ترپین آنقدر عصبانی میشود که دستفروش و پالتو را از در بیرون میاندازد. خانم ریگر بسیار ناراحت است، بنابراین بن برای او یک پالتو شیک به قیمت ۷ دلار میخرد و یک اسکناس ۱۰۰ دلاری را در جیب آن میگذارد. اما به نظر میرسد که هر زن دیگری نیز همان پالتو را خریده است، بنابراین خانم ریگر پالتو را از پنجره بیرون میاندازد و پول را نیز با آن میاندازد.