خط داستانی
خانم استرانگ، به دلیل داشتن یک دست راست خوب، مدیر مطلق شوهرش و امور مالی اوست. در حین یک سفر خرید، او با یک عابر برخورد میکند و محتویات کیفش روی زمین میریزد. پس از اینکه محتویات کیفش به او برمیگردد، متوجه میشود که کیف پول شوهرش گم شده است و با فکر اینکه آن آقا کیف پولش را برداشته، به دنبالش میافتد و موفق میشود کیف پولی از او بگیرد. او این حادثه را به شوهرش میگوید. شوهرش کیف پولش را روی میز آرایش پیدا میکند. بازگرداندن کیف پول به صاحب واقعیاش بسیار خندهدار است.