خط داستانی
تاجر آثار هنری لندن بن هودی در حالی که هلیکوپترش را میزند فلج میشود و در ساحل کورنیش گِیِفوری آرانلد زمین مینشیند. بن تصمیم میگیرد از کار کنارهگیری کند و به طور نامحدود در شهر تفریحی آرام اقامت میکند. او به همسر جراحتپذیر و ویلچرنشین جفری علاقهمند میشود که به هر دو مرد و بیماران دیگر دارو میدهد. همسر حسود بن به نام ریبکا سعی میکند با معاملهای لکه دار همه چیز را خراب کند