خط داستانی
آقای کوپر و همسرش با فرزندان خردسالشان در مهمان خانه ای کنار ساحل مورکامب با دوستان مسافر اقامت دارند این خانواده تلاش می کنند راز بیکاری پدر را پنهان نگه دارند در حالی که دیگران نیز در هتل اقامت دارند یک پسر کوچک طنابکی از بند کفش خواهرش را بیرون می اندازد و کفش به پشت بام می افتد و پدر باید با راهی مناسب یا نامناسب کفش را پس بگیرد